یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۲
نقش بانوان در مدیریت روانی شرایط کنونی / نهضت خیابان و اهمیت روایت حضور اجتماعی مردم

حوزه/ رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا علیهالسلام گفت: رفتار مسئولانه بانوان می‌تواند جامعه را به سمت آرامش، عمل‌گرایی مسئولانه، حمایت اجتماعی و امیدآفرینی سوق دهد. بانوان طلبه و اساتید حوزه‌های علمیه، ستون‌های معنوی جامعه، شبکه‌سازان کمک‌رسانی، تسهیل‌گران تاب‌آوری، روایتگران معنا و اخلاق، و میانجی‌گران صلح اجتماعی هستند.

خبرگزاری حوزه| نهضت مردمیِ شکل‌گرفته در روزهای بحران در ایران اسلامی، صرفاً مجموعه‌ای از تجمعات پراکنده نیست، بلکه «نهضت خیابان» است؛ بعثتی اجتماعی که نشان می‌دهد مردم، به‌ویژه در شرایط جنگ و فشار، به یک ضلع تعیین‌کننده در کنار میدان کارزار و عرصه دیپلماسی تبدیل شده‌اند. این سه حوزه امروز دیگر از هم منفک نیستند و تنها در صورتی می‌توانند به نتیجه مطلوب برسند که در یک مدار واحد و هم‌راستا حرکت کنند.

حضور مردم کشور در خیابان، کارکردهایی فراتر از اعتراض یا حمایت نمادین دارد. این حضور، انسجام اجتماعی را تقویت می‌کند، اضطراب‌های فردی را کاهش می‌دهد و هویت جمعی را در شرایط خطر تثبیت می‌سازد. افزون بر این، در سطح داخلی به پذیرش هزینه‌های بحران کمک می‌کند و در سطح بیرونی، به‌عنوان شاخصی از پشتیبانی اجتماعی، پیام روشنی از مقاومت و ثبات ارسال می‌نماید.

در این میان، نقش بانوان، به‌ویژه بانوان نخبه دینی، برجسته و چندلایه است. آنان با ترکیب دانش، معنویت و اعتماد اجتماعی، ستون‌های معنوی جامعه‌اند؛ مرهم روانی خانواده‌های آسیب‌دیده، روایتگران معنا در روزهای ابهام، شبکه‌سازان فعالیت‌های داوطلبانه و میانجیگران کاهش تنش‌های اجتماعی. اگر نخبگان علمی نبض پایداری جامعه باشند، نخبگان دینی – و در رأس آن‌ها بانوان – نبض آرامش و سلامت روان جامعه‌اند؛ نقشی که در تداوم امید، صبر و کرامت انسانی، نقشی بی‌بدیل است.

دکتر زهره شریعت ناصری رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا سلام الله علیها در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، ضمن تبیین ابعاد مختلف این موضوع، حضور بانوان در صحنه، به ویژه در ایام جنگ حاضر را بسیار تأثیرگذار دانست که مشروح این مصاحبه تقدیمتان می گردد:

نقش بانوان در مدیریت روانی شرایط کنونی / نهضت خیابان و اهمیت روایت حضور اجتماعی مردم

سؤال: تعبیری که امام و فرمانده شهید ما داشتند این بود که اگر حادثه‌ای برای مردم رخ دهد، همین مردم مبعوث می‌شوند و کار را به سرانجام می‌رسانند. ما نمونه‌های کامل این معنا را هم در کف خیابان و هم در عرصه حمایت از میدان مشاهده کردیم. امروز، با توجه به شرایط ویژه کنونی، چقدر نیازمند تداوم این بعثت هستیم و چه باید کرد تا این آثار و برکات همچنان جاری بماند؛ به‌ویژه با توجه به نگاه بلند رهبر فعلی انقلاب که در دو سه پیام اخیر نیز به آن اشاره داشتند؟

بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از آغاز بحث، لازم می‌دانم بار دیگر شهادت امامِ شهیدمان را خدمت حضرت‌عالی که مسئولیت تبیین و شناساندن ایشان را برعهده دارید، تسلیت عرض کنم. همچنین دهه کرامت را تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله خداوند یاری فرماید و پیروزی قطعی جبهه حق رقم بخورد.

ابتدا لازم می‌دانم یک مسئله محوری و مقدمه‌ای را مطرح کنم و سپس به کارکرد حضور مردم، و در ادامه به نقش بانوان نخبه دینی در نهضت خیابان بپردازم. من این حرکت را «نهضت خیابان» نام گذاشته‌ام؛ زیرا تصور می‌کنم صرفاً گفتن «تجمع خیابانی» عمق این بعثت را نشان نمی‌دهد. البته اگر برداشت نادرستی از این عنوان ایجاد نشود – که گمان نمی‌کنم چنین باشد – نام مناسب آن را «نهضت خیابان» می‌دانم.

بحث اولیه ما از این نقطه آغاز می‌شود که امروز میدان کارزار، عرصه دیپلماسی و خیابان، سه ضلع جدایی‌ناپذیر شده‌اند؛ اضلاعی که می‌توانند در مسیری هم‌افزا قرار گیرند و مدار واحدی را در یک راستا شکل دهند.

* نداشتن هدف مشخص مانع حرکت بر مدار مشترک جامعه می شود

برای ایجاد این هم‌جهتی، ابتدا باید هدفی مشترک و شفاف تعریف شود. اگر همه بخش‌ها آگاه باشند که مطلوب نهایی چیست – اعم از امنیت، ثبات، بهبود وضعیت، غلبه بر دشمن و رساندن کشور به موقعیت مقتدر و استوار – امکان هم‌راستایی فراهم می‌شود. اما زمانی که هدف نامشخص باشد، رفتارها نیز ناهمسو می‌شوند و آن مدار مشترک شکل نمی‌گیرد.

دومین الزام، تقسیم شفاف وظایف و نقش‌هاست. هر حوزه نقش متفاوتی دارد و تداخل نقش‌ها یا مداخله در کار یکدیگر موجب انحراف مسیر شده و مانع تحقق هدف تعریف‌شده خواهد شد. در این فرآیند، بخش عملیاتی یعنی همان میدان کارزار، مسئولیت مدیریت شرایط و کاهش مخاطرات را برعهده دارد.

تیم مذاکره‌کننده نیز وظیفه پیشگیری از فرسایش و گشودن مسیرهای حل‌وفصل در چارچوب اقتدار را دنبال می‌کند. جامعه و مردم هم نقش پشتیبانی، تاب‌آوری و انتقال واقعیات میدان به تصمیم‌سازان را به دوش می‌کشند؛ همان‌گونه که در شب‌های اخیر شاهد آن بودیم.

* همه باید نسبت به اهمیت نقش خود آگاه باشند

وقتی هر ضلع بداند وظیفه‌اش چیست و چرا اهمیت دارد، انرژی آن‌ها در جهت واحدی تجمیع می‌شود. مهم‌ترین عامل اثرگذاری این فعالیت‌ها، وجود اطلاعات دقیق، سالم و سه‌جانبه است. بدون آگاهی درست، هر بخش ممکن است تصور کند بخش دیگر اشتباه می‌کند و حتی ممکن است یکدیگر را متهم کنند؛ بنابراین جریان صحیح اطلاعات، بزرگ‌ترین عامل ایجاد هم‌راستایی است.

نکته بعدی اعتماد سازمانی و اجتماعی است؛ یعنی ایجاد اعتماد میان این اضلاع که به‌عنوان رکن بنیادین، نقش مهمی در هم‌راستایی و هم‌افزایی دارد. اگر میان تصمیم‌گیران، مجریان و مردم اعتماد وجود داشته باشد، اختلافات کاهش می‌یابد و در نهایت، هم‌جهتی و هم‌افزایی شکل می‌گیرد. علاوه‌براین، اعتماد، قابلیت پیش‌بینی رفتار را افزایش می‌دهد و به تقویت هم‌راستایی کمک می‌کند.

در این میان، مدیریت احساسات جمعی مردم نیز اهمیت بسیاری در ایجاد هم‌راستایی دارد. احساسات می‌تواند حتی فرآیندهای منطقی را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ امری که در شب‌های گذشته نیز تا حدی شاهد آن بودیم. به‌ویژه زمانی که احساسات یا صدای مردم شنیده نشود یا جدی گرفته نشود، این هم‌افزایی اساساً شکل نمی‌گیرد. بنابراین لازم است راه‌حلی قابل باور و مطلوب برای هر سه ضلع ارائه شود.

* نبود شفافیت بین دیپلماسی با مردم موجب گسترش شایعات می شود

اگر در این زمینه چشم‌انداز روشنی وجود نداشته باشد، هر ضلع مسیر خود را طی خواهد کرد و برای آینده نیز تصویر مشترکی شکل نخواهد گرفت. این امر با نکته‌ای که در ابتدا گفته شد – اینکه باید هدفی مشخص تعریف شود – در تعارض است. اگر شفافیت وجود نداشته باشد، به‌ویژه از سوی فعالان عرصه دیپلماسی، احتمال ایجاد و گسترش شایعات افزایش می‌یابد.

لازم است در موضوع مذاکره، هر سخنی که امکان بیان آن وجود دارد یا گفتنش مجاز است، در قالب یک ادبیات تعریف‌شده برای مردم تبیین شود تا شکاف و اختلاف ایجاد نگردد و جنگ روانی نیز به همین وسیله کنار زده خواهد شد.

از سوی دیگر، مردم نیز باید صحنه را به سمت وحدت هدایت کنند و اگر اختلاف‌نظر پیش آمد، وارد درگیری نشوند. به هر حال ممکن است اختلاف دیدگاه به وجود بیاید، اما درگیر شدن و مجادله – چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی – پیامدهای منفی دارد؛ چنان‌که نمونه‌هایی از آن را در این روزها دیده‌ایم.

* نباید اختلاف نظرها در جبهه های مردمی تبدیل به درگیری شود

در جلساتی که برگزار می‌شود، به‌ویژه بانوان را به این سمت هدایت می‌کنیم که حتی اگر اختلاف‌نظر وجود دارد، نباید با یکدیگر درگیر شوند؛ بلکه باید با آرامش، مسالمت‌آمیز و همراه با استدلال گفت‌وگو کنند. درگیری موجب ناامیدی می‌شود؛ همین که افراد وارد جدال شوند، زمینه یأس و عقب‌نشینی فراهم می‌شود. بسیاری از افرادی که از ابتدا با تردید وارد میدان شده‌اند یا منتظرند ببینند چه می‌شود تا سپس موضع‌گیری کنند، در صورت مشاهده این ناامیدی، از میدان خارج می‌شوند. این امر منجر به «وارونه‌نمایی» و برداشت‌های غلط از واقعیت خواهد شد.

تا پیش از این گفته می‌شد که دین ما از سیاست جدا نیست؛ اما به‌نظر می‌رسد اکنون باید گفت مردم دیندارِ حاضر در نهضت خیابان، حافظ سیاست‌اند و آن‌ها نگهبانان عرصه دیپلماسی به شمار می‌روند. این موضوع دیگر نیاز به اثبات ندارد. بنابراین هماهنگی این سه ضلع و هم‌راستایی میان آن‌ها، نصرت الهی را به همراه خواهد داشت و پیروزی الهی را برای کشور رقم خواهد زد. در سوره آل عمران و در سیاق آیات مربوط به جنگ احد، خداوند به‌صورت تدریجی این حقیقت را تبیین می‌کند که این هم‌راستایی چگونه به نتیجه می‌رسد.

خداوند می‌فرماید: «وإن تصبروا وتتقوا لا یضرّکم کیدهم شیئًا إنّ الله بما یعملون محیط»؛ اگر استقامت داشته باشید و تقوا پیشه کنید – و تقوا در اینجا به معنای خویشتن‌داری است؛ که طبق تفسیر آیت‌الله جوادی آملی به معنای تقوای سیاسی و نظامی نیز به‌کار می‌رود – خداوند می‌فرماید نقشه و مکر دشمنان به خودشان بازمی‌گردد و به شما آسیبی نمی‌رساند.

* دشمن هیچ گاه نمی تواند امداد الهی را محاسبه کند

همه چیز برای دشمن روشن و قابل محاسبه است؛ هر زاویه‌ای که شما انتخاب کنید، برای او یا قابل پیش‌بینی است یا قابل رؤیت. اما یک چیز وجود دارد که دشمن قادر به پیش‌بینی آن نیست، و آن «امداد الهی» است. دشمن ممکن است همه چیز را محاسبه کند، اما امداد الهی در حوزه ادراک او قرار ندارد. در آیه ۱۲۵ سوره آل عمران، دوباره خداوند می‌فرماید: «إن تصبروا وتتّقوا ویأتوکم من فورهم هذا یمددکم ربّکم بخمسة آلافٍ من الملائکة مسوّمین»؛ اگر استقامت داشته و تقوای سیاسی و نظامی پیشه کنید – یعنی هر سخنی را بر زبان نیاورید و هر واکنشی نشان ندهید – در این صورت حتی اگر دشمن ناگهان به شما هجوم آورد و جنگ را آغاز کند، این امر موجب نزول امداد الهی خواهد شد.

بنابراین، در این مقدمه عرضم این است که هم‌صدایی و هماهنگی این سه ضلع – میدان کارزار، عرصه دیپلماسی و مردم – از مهم‌ترین اولویت‌های امروز است.

اما آن بحثی که درباره نهضت مردمی و بعثت مردم – به تعبیر امام شهیدمان – مطرح است، بی‌تردید سرمایه اجتماعی ما به‌شمار می‌رود؛ اساساً سرمایه اجتماعی هر کشور محسوب می‌شود. روایت این سرمایه و ماندگار ساختن آن برای آینده، برنامه و مسئولیتی است که بر عهده اصحاب رسانه، نویسندگان و تاریخ‌نگاران معاصر قرار دارد؛ اینکه این سرمایه را به‌درستی روایت کنند.

* در روایت سرمایه اجتماعی ملت ایران نباید کارهای شعاری انجام داد

روایت بعثت مردم در عصر حاضر و چگونگی روایت آن، خود نیازمند خلاقیت است. انسان‌ها و شخصیت‌های خلاق می‌توانند این پدیده را به‌صورت بنیادین و عمیق بازروایت کنند؛ نه به شکلی نخ‌نما، تکراری یا صرفاً شعاری، بلکه کاملاً مستند، به‌دور از احساس‌زدگی، و مبتنی بر واقعیت. این نکته از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

پیام آقایی و اقتدار مردم باید در گوش جهان فریاد زده شود. البته درست است که علم و توان نظامی نیز در پیروزی نهایی نقش دارد، اما مردم اساساً نقش‌های متعددی ایفا می‌کنند که به آن خواهیم پرداخت. به هر حال، نهضت خیابان و بعثت مردم، چه در روند جنگ و چه در نتیجه آن، قطعاً اثرگذار بوده است. با این حال، از آنجا که بحث ما در مقطع «سکوت هدفمند» – به تعبیر رهبر معظم – یا آنچه اصطلاحاً می‌توان آتش‌بس نامید، قرار دارد، باید به این نکته توجه کرد که نحوه این آتش‌بس برای مردم تا حدی غافلگیرکننده بود؛ به‌ویژه در روزها و هفته‌های اخیر.

مردم نیاز داشتند – نه لزوماً با ذکر جزئیات کامل، بلکه در حدی که از ابهام مطلق و گمانه‌زنی‌های مکرر و آزاردهنده خارج شوند – توضیحاتی از سوی مسئولان و تیم مذاکره‌کننده بشنوند. زمانی که چنین توضیحی ارائه نشد، مردم بار دیگر به میدان آمدند و با دست‌نوشته‌ها و شعارهای خود، مطالبه شفافیت کردند.

* مطالبه مردمی مسئولان را پاسخگوی مردم می کند

همین مطالبه‌گری سبب شد برخی از مسئولان در رسانه‌ها حاضر شوند. این موضوع کم‌اهمیت نیست که حرکت مردم موجب حضور مسئولان در رسانه‌ها شد؛ هرچند همچنان می‌توان گفت شفافیت به شکل کامل محقق نشد، اما به‌هرحال هرچه پیش رفتیم، وضعیت بهتر شد و میزان شفافیت افزایش یافت.

اگر امشب به خیابان بروید و از مردم بپرسید چرا در خیابان حضور دارند، خواهند گفت: در دوره سکوت هدفمند، تا رسیدن به نتیجه مطلوب، در خیابان خواهیم ماند. یعنی مردم شأن مطالبه‌گری از مسئولان را دنبال می‌کنند و تا تحقق نتیجه مطلوب، این مطالبه را زمین نمی‌گذارند. کسانی که واقعاً به این مسیر ایمان دارند، حتی در برخی شب‌ها با جمعیت بیشتری در خیابان حاضر شدند؛ به‌گونه‌ای که کاملاً بر اساس حوادث رخ‌داده، میزان حضور مردم گویای نوع رفتار و واکنش آنان بود.

این حضور مردمی گاهی به‌عنوان نیروی محرک مقاومت ملی عمل می‌کند، گاهی کارکرد روانی و لجستیکی دارد و گاهی نیز در فرآیندهای تصمیم‌سازی بین‌المللی تأثیرگذار است. در اینجا وارد فضای تبیین کارکردهای حضور مردم می‌شویم.

در واقع، یکی از کارکردهای اصلی حضور مردم در تجمعات دوران جنگ، تقویت انسجام اجتماعی است. در شرایط بحرانی، جامعه نیازمند تصریح و تثبیت هویت جمعی است و تجمعات خیابانی دقیقاً این هویت را تثبیت می‌کند. حضور چهره‌به‌چهره گروه‌های مختلف اجتماعی و نمایش یکپارچگی میان اقشار گوناگون – از استاد و کارگر گرفته تا طیف‌های مختلف با سلایق متنوع – جلوه‌ای روشن از این انسجام است.

* جایگاه اجتماعی در اجتماعات شبانه مردمی رنگ می بازد

در فعالیت‌های نمادین، مانند پرچم‌گردانی‌ها، دیگر کسی به جایگاه شغلی یا موقعیت اجتماعی افراد توجه نمی‌کند؛ اینکه فرد رئیس نهادی است، استاد است یا کارگر، اهمیتی ندارد. همه در حال انجام یک کنش نمادین مشترک هستند. شعارهای ملی یا بزرگداشت شهدا نیز همگی به شکل‌گیری یا تقویت تصویر ذهنی وحدت کمک می‌کنند. این وحدت، هم برای جامعه و هم برای نیروهای نظامی، حامل این پیام است که جامعه در برابر تهدید، یک کل منسجم و متحد به‌شمار می‌رود. حتی مطالعات روان‌شناسی اجتماعی نیز نشان می‌دهد که رفتارهای جمعی در شرایط خطر می‌توانند اضطراب‌های فردی را کاهش دهند.

در روزهای نخست، زمانی که امام شهیدمان را از دست دادیم، همان روز اول که این حادثه رخ داد، همگی روانه حرم حضرت معصومه(س) شدیم. اگر نمی‌رفتیم، شاید آن اندوه ما را از پا درمی‌آورد؛ اما وقتی در جمع حاضر شدیم و در میان مردم قرار گرفتیم، دریافتیم که این درد، دردی مشترک است. گریه‌هایمان در جمع بود، ناله‌هایمان در جمع بود و یکدیگر را می‌دیدیم که همگی حامل یک غم واحد هستیم. همین امر موجب کاهش اضطراب شد؛ آن هم در شرایطی که خودِ جنگ، به‌تنهایی اضطراب مستقلی را به جامعه تحمیل می‌کند.

این حضور جمعی سبب افزایش امید و کاهش استرس می‌شود و این امکان را فراهم می‌آورد که جامعه از وضعیت پراکندگی هیجانی خارج شود. در روزهای نخست، حتی در محیط خانه نیز این وضعیت را تجربه کردیم؛ برخی از اعضای خانواده به دلیل شدت اندوه، حاضر نبودند از خانه خارج شوند، دچار شوک شده بودند، غذا نمی‌خوردند و واکنش‌های طبیعی زندگی روزمره مختل شده بود. ما به‌تدریج، به‌عنوان مادر و مدیر خانواده، تلاش کردیم این افراد را آرام‌آرام به صحنه بازگردانیم و آن‌ها را از انزوا خارج کنیم.

سؤال: برخی معتقدند پس از گذشت چهل روز یا پنجاه‌وچند روز، این فضای احساسی ممکن است فروکش کند و حتی ممکن است مطالبه به‌حق مردم دچار انحراف شود یا تنش‌هایی ایجاد گردد. چه باید کرد تا این فضای احساسی، به‌گونه‌ای تداوم یابد که شور و شعور در کنار یکدیگر باقی بمانند و این تداوم به خلق حماسه منجر شود؟

پاسخ این است که همین اکنون نیز خلق حماسه در جریان است. مردم گاهی احساس می‌کنند بیش از هر چیز دچار اندوه‌اند، اما ناگهان متوجه می‌شوند که کارهای بسیاری بر زمین مانده که باید انجام شود؛ در این لحظه، اشک‌ها پاک می‌شود، با توکل و اراده برمی‌خیزند و کارها را حتی بهتر از قبل پیش می‌برند. گفته می‌شود که گریه، اندوه را تخلیه می‌کند. حتی در ماجرای جنگ احد نیز نقل شده است که ابوسفیان پس از شکست در جنگ بدر، به زنان دستور داد که گریه نکنند، زیرا گریه اندوه را تخلیه می‌کند و دیگر شور و انگیزه انتقام ایجاد نمی‌شود. او از این جهت سخن درستی می‌گفت، چراکه گریه می‌تواند احساس انتقام را کاهش دهد. ما هنوز عزادار رهبر شریفمان هستیم و هنوز ایشان به‌طور رسمی به خاک سپرده نشده‌اند.

یکی دیگر از ابعاد حضور مردمی، مشروعیت‌بخشی به سیاست دفاعی و مقاومت ملی است. زمانی که شهروندان، آن هم به‌صورت داوطلبانه، در صحنه حضور پیدا می‌کنند، این پیام منتقل می‌شود که دفاع و مقاومت، صرفاً تصمیم ساختارهای حکومتی نیست. در مقاطعی، در برخی محافل این پرسش مطرح می‌شد که در روزهای پایانی سال چه باید کرد تا این شور کاهش نیابد و برای آن ایده‌هایی ارائه می‌شد. من نیز دیدگاه‌هایم را مطرح کردم، اما در پایان تذکری دادم و گفتم: این مردم با ایده‌های ما به میدان نیامده‌اند که اکنون با ایده‌های ما بمانند؛ این حضور، خودجوش و کاملاً هدفمند بوده است.

بنابراین، این تجمعات شبانه و داوطلبانه، این تصور را ایجاد می‌کند که اقدامات دفاعی کشور نه‌تنها محصول تصمیم‌گیری مسئولان، بلکه خواست عمومی جامعه است؛ یعنی مردم نیز طالب این نوع دفاع هستند و آن را صرفاً به تصمیم مسئولان واگذار نکرده‌اند.

* کارکردهای داخلی و بین المللی اجتماعات مردمی

این حضور مردمی دو کارکرد اساسی دارد: در سطح داخلی، موجب افزایش پذیرش عمومی نسبت به هزینه‌های جنگ می‌شود؛ چراکه جنگ، هزینه‌های مادی و غیرمادی، محدودیت‌ها و فشارهای خاص خود را دارد و این هزینه‌ها در چنین فضایی بهتر درک می‌شود. در سطح بین‌المللی نیز، این حضور به‌عنوان شاخصی از پشتیبانی اجتماعی تلقی می‌شود و می‌تواند در نگاه کنشگران و مؤثران بین‌المللی نسبت به جنگ، مقاومت یا دفاع – هر عنوانی که برای آن به‌کار گرفته شود – نقش مشروعیت‌بخش ایفا کند.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی نیز، این نوع مشارکت مردمی از بروز گسست میان دولت و ملت جلوگیری می‌کند و هم‌زمان قدرت چانه‌زنی کشور را در محافل و معادلات بین‌المللی افزایش می‌دهد. به‌عبارت دیگر، حضور مردم در تجمعات خیابانی صرفاً کارکردی داخلی ندارد، بلکه برای طرف مقابل و دشمن نیز حامل معنا و پیام‌های مشخصی است.

زمانی که دشمن با تصاویر جمعیت‌های انبوه و منسجمی مواجه می‌شود که نشانه‌ای روشن از مقاومت هستند، با نوعی مقاومت در سطح بالا روبه‌رو می‌شود که چند پیام اساسی را منتقل می‌کند. نخست آنکه ادامه جنگ، قطعاً پرهزینه‌تر خواهد بود؛ چراکه جامعه، اساساً جامعه‌ای مقاوم است و اجازه تحمیل شکست را نخواهد داد. دوم آنکه فشار روانی یا نظامی بر چنین جامعه‌ای، به احتمال زیاد نتیجه معکوس خواهد داشت؛ برداشتی که خودِ دشمن نیز به آن می‌رسد. سوم آنکه امید به فروپاشی داخلی – که یکی از اهداف اصلی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها محسوب می‌شد – به‌طور جدی کاهش می‌یابد و این امر در محاسبات استراتژیک آنان اثرگذار است.

* مردم پروژه جنگ داخلی در کشور را شکست داد

آن‌ها به‌شدت تمایل داشتند که زمینه یک جنگ داخلی فراهم شود و مردم در برابر یکدیگر قرار گیرند. مقدمات چنین تصوری نیز در اغتشاشات دی‌ماه شکل گرفته بود و گمان می‌کردند این روند ادامه خواهد یافت؛ اما حضور مردم در صحنه، اجازه تحقق چنین سناریویی را نداد.

بخش سوم بحث ما به نقش و کارکرد حضور بانوان در بعثت خیابان اختصاص دارد. در این چند شب، تأمل جدی بر این موضوع داشتم و به این نتیجه رسیدم که ما اساساً شبیه مردم هیچ دوره‌ای نیستیم؛ ما جامعه‌ای منحصربه‌فرد هستیم و چنین ترکیبی از رخدادها در هیچ مقطع تاریخی به این شکل تکرار نشده است. از همین رو، اساساً نمی‌توان جامعه امروز را به‌صورت ساده با جوامع دوره‌های گذشته مقایسه کرد.

البته در دوره‌های مختلف تاریخی، چه در صدر اسلام و چه در تاریخ معاصر، همواره میدان و افکار عمومی اهمیت داشته‌اند؛ اما امروز این اهمیت به یک جریان منسجم، سازمان‌یافته و اثرگذار تبدیل شده است. این پدیده هرچند کاملاً بی‌سابقه نیست، اما در این سطح و کیفیت، واجد ویژگی‌های نوینی است. در تاریخ صدر اسلام، نمونه‌هایی از این دست وجود دارد؛ برای مثال، آنچه با عنوان «وافدات» شناخته می‌شود. وافدات، بانوانی بودند که در سال چهلم هجری، در حمایت از امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین – و بنا بر برخی نقل‌ها در جنگ جمل – نقش‌آفرینی کردند. این بانوان تجمعاتی برگزار کردند، خطبه ایراد نمودند و حتی بنا بر برخی روایات، شمشیر به دست گرفتند و با تحریک افکار و عواطف عمومی، اثرگذاری اجتماعی داشتند.

* نقشی که بانوان در تاریخ اسلام همواره ایفا کردند

در تاریخ همچنین آمده است که گروهی از بانوان، چه در جریان قیام عاشورا و چه پس از آن، نقشی مؤثر ایفا کردند و در زمره نخستین مطالبه‌گران خون‌خواهی حضرت سیدالشهدا(ع) قرار داشتند. شما در منابع تاریخی خوانده‌اید که نخستین عزاداری حکومتی پس از واقعه عاشورا، توسط بانوان شکل گرفت و از همان مقطع، عزاداری رسمی برای امام حسین(ع) – که حتی در بغداد نیز برگزار شد – با نقش‌آفرینی مستقیم بانوان استمرار یافت.

در دوره معاصر نیز، هرچند فرصت پرداختن تفصیلی به همه مقاطع تاریخی وجود ندارد، اما تأثیرگذاری تجمعات بانوان در پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین در دوران دفاع مقدس، به‌روشنی گواه نقش مؤثر و تعیین‌کننده آنان است.

بانوان به‌طور کلی، و به‌ویژه بانوانی که در جایگاه اساتید و طلاب قرار دارند – که می‌توان از آن‌ها به‌عنوان نخبگان دینی جامعه یاد کرد – جایگاهی کاملاً متمایز و ویژه پیدا می‌کنند. این گروه، هم از سرمایه دانشی برخوردارند و هم از سرمایه معنوی؛ و همین ترکیبِ دانش و معنویت، آنان را به یکی از اثرگذارترین گروه‌های اجتماعی در شرایط بحرانی، به‌ویژه در دوران جنگ، تبدیل می‌کند.

* نقش زنان در تقویت امید، امیدآفرینی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی

این بانوانی که اکنون درباره آنان سخن می‌گوییم – چه طلاب باشند و چه اساتید – به‌عنوان نخبگان دینی، با اتکا به دانش تخصصی در حوزه دین، جایگاه اخلاقی، نفوذ اجتماعی و توان اقناعی که غالباً از آن برخوردارند، می‌توانند در چند عرصه نقش‌آفرینی کنند. یکی از این عرصه‌ها، همین تجمعات مردمی است. بانوان، به‌واسطه ویژگی‌های روحی و عاطفی خاص خود – البته نه به این معنا که این ویژگی‌ها در همه آنان به‌طور یکسان وجود دارد، اما در غالب موارد چنین است – می‌توانند نقش مهمی در تقویت امید، امیدآفرینی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی، به‌ویژه در میان مردان، ایفا کنند.

به‌طور کلی، جامعه در ایام جنگ دچار بحران می‌شود و در مواردی با خستگی روانی و فرسایش روحی مواجه می شود؛ به‌ویژه زمانی که این وضعیت تداوم پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، نخبگان دینی می‌توانند نقش مهمی در بازتبیین مفاهیم بنیادین برای مردم ایفا کنند؛ مفاهیمی همچون ایستادگی، امید، صبر، حفظ کرامت انسانی و معنای مقاومت. این مفاهیم می‌توانند در جمع‌های مختلف، از طریق سخنرانی‌ها، گفت‌وگوها، تولید محتوا و هر شیوه ارتباطی ممکن، به‌گونه‌ای بازتعریف شوند که آرامش روانی جامعه را تقویت کنند.

این نقش‌آفرینی محدود به فضاهای عمومی نیست؛ حتی هر بانویی در محیط خانواده خود نیز می‌تواند منشأ چنین اثری باشد و این فرآیند در مقیاس خرد، به کل جامعه تسری یابد. روایت‌های دینی که تقویت‌کننده تاب‌آوری اجتماعی هستند، در این مقاطع اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. برای مثال، در مراسم یادبود شهدا مشاهده می‌شود که گاه کسانی که داغ‌دار مستقیم نیستند، بیش از خانواده شهید گریه می‌کنند. در یکی از این مراسم، دخترم پرسید چرا همسر و فرزند شهید گریه نمی‌کردند، اما اطرافیان گریه می‌کردند. در پاسخ گفتم: کسی که مستقیماً مصیبت دیده، خداوند به او صبر عطا می‌کند تا توان ایستادگی‌اش افزایش یابد؛ اما دیگران، برای همدردی و همراهی، احساسات خود را بروز می‌دهند و اشک می‌ریزند.

* بانوان در دوره جنگ، ستون‌های معنوی جامعه به‌شمار می‌آیند

این واقعیت را نباید نادیده گرفت که از دست دادن هم‌زمان همسر و فرزندان، و باقی ماندن در صحنه با احساس مسئولیت برای تبیین و روشنگری، چه اندازه دشوار است. از همین رو، می‌توان گفت بانوان در دوره جنگ، ستون‌های معنوی جامعه به‌شمار می‌آیند و حمایت روانی و معنوی از خانواده‌های آسیب‌دیده، بخشی از مسئولیت اجتماعی آنان است.

در این ایام، حضور در منازل شهدا و دیدار با خانواده‌های آنان – از جمله خانواده شهید لاریجانی – تجربه‌ای آموزنده و اثرگذار بوده است. این رفت‌وآمدها و دلجویی‌ها، به‌ویژه زمانی که توسط بانوان انجام می‌شود، کیفیت متفاوتی دارد. در بسیاری از موارد، حضور آقایان به دیداری کوتاه و گفت‌وگویی رسمی محدود می‌شود؛ اما حضور بانوان، به شکل‌گیری ارتباط عاطفی عمیق‌تر و گفت‌وگوهای معنادارتری می‌انجامد. به این ترتیب، بانوان می‌توانند فشارهای عاطفی فردی و جمعی را با روش‌های گوناگون کاهش دهند و به‌بیان دقیق‌تر، به مرهم روانی جامعه تبدیل شوند.

یکی دیگر از نقش‌های مهم بانوان در همین تجمعات مردمی، هدایت و سازمان‌دهی فعالیت‌های خیرخواهانه و داوطلبانه است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که در سطح شهر، چنین اقداماتی در حال شکل‌گیری است؛ از جلب مشارکت مردمی برای حمایت از نیروهای درگیر، تا کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده و ایجاد کمپین‌های حمایتی یا پشتیبانی از نهادهای امدادی. در این حوزه، بانوان نقش شبکه‌سازان اجتماعی و معنوی را ایفا می‌کنند.

* نقش بانوان طلبه در روایت سازی اخلاقی و هویتی

از سوی دیگر، روایت‌سازی اخلاقی و هویتی نیز از جمله مسئولیت‌هایی است که در چنین شرایطی، به‌ویژه بر عهده بانوان نخبه دینی قرار می‌گیرد. در روزهای جنگ، جامعه نیازمند روایت‌هایی است که معنا بیافریند؛ روایت‌هایی عمیق و متناسب با نیازهای واقعی مردم، نه صرفاً شعاری. متأسفانه برخی یا مهارت لازم برای این کار را ندارند یا توان آنان در همین حد محدود می‌شود. بانوان نخبه دینی می‌توانند این مسئولیت را بر عهده بگیرند و مفاهیم معنوی را با اقتضائات روز پیوند بزنند؛ چه در کلاس‌های آموزشی، چه در تجمعات عمومی، چه از طریق کتاب، سخنرانی، یا تولید محتوای فرهنگی و تربیتی. این آثار می‌تواند برای افرادی که مستقیماً با بحران مواجه‌اند، بسیار کارساز باشد.

در بخش پایانی این بحث، باید به نقش بانوان در میانجی‌گری اجتماعی و کاهش تنش‌ها نیز اشاره کرد. در شرایط جنگ، اختلاف‌های کوچک گاه به بحران‌های جدی تبدیل می‌شوند؛ امری که در روزهای اخیر نیز نمونه‌هایی از آن مشاهده شده است. بانوان نخبه و دیندار، به‌دلیل برخورداری از اعتماد اجتماعی در میان گروه‌های مختلف، می‌توانند نقش مؤثری در ایجاد صلح، کاهش سوء‌تفاهم‌ها و جلوگیری از گسترش شایعات ایفا کنند. در روزهای گذشته، شاهد بروز مجادله‌های شدید – حتی درگیری‌های لفظی و فیزیکی – میان دو طیف سیاسی بر سر مسئله مذاکره بودیم؛ در چنین شرایطی، بانوان می‌توانند با ایفای نقش میانجی، از تشدید تنش‌ها جلوگیری کنند.

به‌عنوان نکته پایانی، بانوان می‌توانند الگوی اخلاق عمومی نیز باشند. در تجمعات شبانه، با وجود وفور امکانات و خوراکی‌ها، تمیزی خیابان‌ها به‌خوبی مشهود است. بسیاری از افراد، به‌ویژه بانوان، با احساس مسئولیت شخصی، اقدام به جمع‌آوری زباله یا کاهش فشار بر نیروهای خدماتی شهری می‌کنند. این رفتارها نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری اجتماعی به‌صورت خودجوش در حال شکل‌گیری است.

در مجموع، رفتار مسئولانه بانوان می‌تواند جامعه را به سمت آرامش، عمل‌گرایی مسئولانه، حمایت اجتماعی و امیدآفرینی سوق دهد. بانوان طلبه و اساتید حوزه‌های علمیه، ستون‌های معنوی جامعه، شبکه‌سازان کمک‌رسانی، تسهیل‌گران تاب‌آوری، روایتگران معنا و اخلاق، و میانجی‌گران صلح اجتماعی هستند. به‌بیان خلاصه، اگر نخبگان علمی، نبض پایداری جامعه محسوب شوند، نخبگان دینی، نبض آرامش و سلامت روان جامعه‌اند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha